آیه مفاتیح الغیبآن آیه*ای که همین چند شب پیش در خدمت محضرش بودیم:بسم الله الرحمن الرحیم «وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَیْبِ لا یَعْلَمُهَا إِلاَّ هُوَ»عنده، نزد خداوند مفاتح الغیب. این*ها با همدیگر [ارتباط دارند].علم الغیب، عنده مفاتیح الغیب می*گوید آن غیب چه دارد؟ کلید دارد، کلیدها دارد. یک تعبیر استعاره دیگر. آقا یعنی چه کلید دارد؟ یعنی خدا مثلاً یک گنجینه درست کرده، برایش کلید گذاشته که کسی مثلاً سراغ این گنجینه نرود؟کنایه از این است که تعبیر به این صورت که انگار این غیب یک گنجینه است، یک چیزی که کلید دارد دیگر، مفتاح دارد، کلید دارد. و این کلید هم چیست؟ «لا یعلمها إلا هو».استنتاج از آیه مفاتیحاگر خدا برای آن غیب کلید گذاشته، پس حتماً عده*ای هستند، عده*ای هستند که خدا این مفاتیح را برای آن*ها گذاشته. و الا چه معنایی دارد که خدا بخواهد غیب را قرار بدهد و چکار کند؟ بعد برایش مفاتیح بگذارد؟بعد ذیل آیه شریفه را با هم بحث کردیم: «وَمَا مِنْ رَطْبٍ وَلا یَابِسٍ إِلاَّ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ»که عرض شد که اگر این کتاب [مبین است]، کتاب افرادی باید باشند که این کتاب برای آن*ها روشن باشد، این کتاب برای آن*ها روشن باشد. و علم کل «وَلا رَطْبٍ وَلا یَابِسٍ إِلاَّ فِی کِتَابٍ مُبِینٍ» دست آن*ها باید [باشد].روایت امام حسین در مسیر کربلاوقتی که ابا عبدالله علیه السلام به سمت کربلا حرکت [کرد]، این روایت کتاب اصول کافی، همین چند باب که درباره علم امام است، این روایت معروف است که [کسی] از [امام] بپرسد: آقا کوفه چه خبر؟این تعبیر چند بار نقل تکرار شده: «قُلُوبُهُمْ مَعَکُمْ وَسُیُوفُهُمْ عَلَیْکُمْ»ابا عبدالله می*فرماید که: فلانی اگر می*آمدی مدینه، خانه ما، من جای پای جبرئیل را در خانه*مان به تو نشان [می*دادم].و می*فرماید که: آقا جبرئیل در خانه ما نازل شده و علم را اینجا نازل [کرده]. مردم دارند دنبال کی می*روند و ما اهل آن بیت هستیم که در آن بیت علم نازل شده.السلام علیکم یا اهل بیت النبوة و موضع الرسالة و مختلف الملائکة.می*گوید: ما اهل بیت هستیم و شما دنبال چه کسی می*روید؟ غیر از ما علم را کجا می*خواهید پیدا [کنید]؟تعبیر زیارت عاشوراو این تعبیر زیارت عاشورا که خطاب ابا عبدالله عرضه می*داریم: «یا ابا عبدالله لقد عظمت المصیبة بک علینا و علی جمیع اهل [الاسلام]»شاید به یک جهت از این عظیم بودن مصیبت این است که خدا آن کسی را که برای بشر، برای خلق باب علم قرار داد، باب نجات قرار داد، باب معرفت قرار داد، آمدند چکار کردند؟ به قصد قربت، به قصد نزدیکی به خدا او را چکار کردند؟ به قتل رساندند.آن*طوری که حتی از سنت*های جاهلی که بر آن سنت*های جاهلی مقید بودند، بر آن سنت*های جاهلی تعصب داشتند، حتی از آن*ها هم بدتر [بود].
با خصم حق ستیزه عادت ماست
لعن بر عمر عبادت ماست