نکات مهم درباره هدایت قرآنچند نکته اینجا مهم است: اگر من و شما می*خواهیم هدایت بشویم، نمی*توانیم قرآن را ببوسیم، بگذاریمش کنار. این کار نباید بکنیم. اگر قرآن کتاب هدایت است، اگر قرآن کتاب هدایت هست، هر کسی که قرآن را قبول دارد، باز به اسم کتاب هدایت، پس باید چیکار کند؟ پس باید هدایت*های قرآن را به آن متمسک شود. اگر قرآن در هر چیزی هدایت کرد و هر چیزی اشاره کرد، من، شما، آنها، ایشان، هر کسی کتاب خدا را قبول دارد، باید ملتزم آن باشد. مطلب روشن است دیگه. یا باید بگوییم قرآن کتاب هدایت نیست - به خلاف آیات قرآن، خلاف روایات.ما درباره قرآن روایت*های مهمی داریم از رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم. اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم. این روایت: "إذا التبست علیکم الفتن کلیل المظلم". هنگامی که فتنه*ها مانند شب تاریک به سمت شما آمد، "علیکم بالقرآن"، پس بر شما باید به سمت چی؟ به سمت قرآن. پس بر شما باید به قرآن.یعنی اگر شما گیر کردید که یکی گفت "من خلیفم"، یه نفر گفت "خلیفه نیستی"، فتنه شد، "علیکم بالقرآن" چی گفته؟ اگه جنگ جمل شد، یکی گفت "من همسر پیغمبرم"، یکی گفت "من خلیفه پیغمبرم"، دو ادعا، قرآن چی دارد می*گوید؟ و خدمت شما عرض کنم هر چیزی که فتنه باشد، حتی در جنگ نهروان هم که خوارج، خدمتتان عرض کنم که با آیه قرآن داشتند احتجاج می*کردند، باز هم اهل بیت با آنها با قرآن احتجاج می*کردند. اینجوری نبود که در آن فتنه دیگه قرآن بی*اثر باشد، قرآن بی*فایده باشد.دو حرف: یکی حرف جاهل نمی*فهمد، یکی خودش را به نفهمی می*زند. خودشان این دوتا با هم یکی نیست. این روایت معروفی که امیرالمؤمنین صلوات الله علیه می*فرماید که "با اینها برو با سنت احتجاج کن، قرآن حمال وجوه است"، یعنی حمل*کننده وجوه مختلف هست. این نه اینکه قرآن کتاب هدایت نیست، یعنی اینکه چی؟ آن طرف نمی*خواهد حرف حق را قبول کند، نمی*خواهد قبول کند، می*گوید "با آن اینجوری احتجاج نکن". و حتی ابن عباس هم که با سیره پیغمبر احتجاج کرد، باز هم حرف حق را قبول نکردند. یعنی اینکه قرآن نقص نداشت. نکته خیلی مهمی بود. آنهایی که بیدار هستند، نعوذ بالله، نقص قرآن نبود که قرآن یه نقصی دارد، یک خلاصی دارد که قابل احتجاج نیست.پس اگر با سنت احتجاج مشکل حل می*شود؟ اگر قرار بود با سنت مشکل حل شود، خب وقتی که ابن عباس با سنت پیغمبر احتجاج کرد، چرا حل نشد؟ چون فرق می*کند: کسی که خواب است را می*شود بیدارش کرد، اما کسی که خودش را به خواب می*زند نمی*شود بیدارش کرد. آقا ابن عباس احتجاج بلد نبود؟ امیرالمؤمنین بلد نبود؟ نه. مشکل در احتجاج بود؟ نه، مشکل کسی که احتجاج می*کند بود؟ مشکل چی بود؟ اینکه "فی قلوبهم زیغ". "الذین فی قلوبهم زیغ" متشابهات را دارد، اصلاً سراغ قرآن می*رود که فتنه درست کند.کسی که برای فتنه درست کردن دنبال قرآن می*رود، با حدیث درست کند؟ با حدیث درست کرد. و اتفاقاً خیلی از فتنه*ها با حدیث درست شده. خیلی از فتنه*ها با حدیث درست شده. خب پس این دوتا را از هم جدا کنیم.تفسیر آیه شریفه "إن هذا القرآن یهدی"حالا بریم سراغ قرآن. یه آیه در قرآن هست. این آیه خیلی معروف است، احتمالاً همه شما این آیه را شنیده*اید و مثل اینکه همه*مان بلد هستیم و شنیده*ایم. یه چند جمله درباره این آیه شریفه یک مباحثه*ای داشته باشیم، ببینیم که این آیه شریفه چه نکته*ای را درباره هدایت می*فرماید و ما چطوری می*توانیم احتجاج کنیم با این آیه شریفه.عنایت کنید، عرض کردم این روایت شریف را: فردا وقتی فتنه*ها به سمت شما آمد، "علیکم بالقرآن"، به قرآن. یعنی قرآن یه وسیله*ای است که ابزاری است، یه نوری است، یه هدایتی است که در فتنه*ها چیکار می*کند؟ ما را می*تواند نجات دهد.و زمان قدیم دعواها اینطوری بوده که زمان قدیم دعوا بین علمای قم بود... مناظره کنند. خودتان تصور کنید زندگی قدیما اینطوری بود. قدیما اینطوری نبود که این دعوا در همه جا باشد. ما امروز اینطوری نیست، همه جا درباره آن هست. یعنی ما نمی*توانیم بگوییم "آقا این مطلب به من ربطی ندارد، تخصص من مثلاً نجاری است، تخصصش آهنگری است. حالا قرآن چی می*گوید؟ خیلی کاری با آن نداریم." این حرف*ها دیگه نیست. چرا؟ چون این فتنه اینقدر فراگیر است، طبق روایت "فتنة کاللیل المظلم"، فتنه تاریک است. در بعضی فتنه*ها ظاهراً شدت...فتنه فراگیر است، همه باید چیکار کنند؟ آن چیزی که به آن اعتقاد دارند را طبق نصوص قطعی باید مستدل کنند. کافی هم هست. و این تعبیری که ما خیلی موقع*ها شنیده*ایمش فقط بود در و دیوار نوشتن در مدرسه*ها: "طلب العلم". طلب کردن علم واجب است، شعار حدیث "طلب العلم واجب"... باید طلب علم، فریضه. حدیث "طلب العلم فریضة".شما هیچ زمانی وجود ندارد که بر من و شما طلب علم واجب نباشد. اگه حج واجب، شرط استطاعت دارد، مستطیع باشد. اگر نماز واجب، اوقات خاص دارد. اما طلب علم، طلب علم چیست؟ واجب است. یعنی همیشه واجب است و هیچ موقع نمی*توانی بگویی "من طلب علم کردم، تمام شده دیگه، من دیگه کتاب می*بندم می*روم دنبال کار و زندگی". و طلب علم فریضه.حالا زیاد در حواشی نرویم. این آیه شریفه را با هم...آیه ۹. أعوذ بالله من الشیطان الرجیم. بسم الله الرحمن الرحیم. "إن هذا القرآن یهدی". این اولش را می*خوانم. این را معنا بکنیم. "إن هذا القرآن یهدی". خب ترجمه*اش کنیم. "إن" به درستی که، "هذا القرآن" این قرآن. آن قرآن... آیا این قرآن و آن قرآن داریم با هم فرق می*کند؟ کجا داریم؟ بسم الله الرحمن الرحیم. "الم ذلک الکتاب" آن کتاب. آن کتاب با این کتاب فرق... پس این "هذا القرآن" در آن نکته است. حاضر گفته، "ذلک" نگفته. یعنی "هذا القرآن" همین قرآنی که دم دست خودمان است.