فاطمه محبوبه حضرت حق
فاطمه سلام الله علیها حبیبه حضرت حق است. همان گونه که پدرش حضرت مصطفی صلی الله علیه و آله حبیب خداوند بود. پیامبر پنج سجده بدون رکوع نمود. اصحاب از او علت پنج سحده را پرسیدند پیامبر فرمود :«جبرئیل نزد من آمد و گفت: خداوند علی را دوست دارد پس من سجده کردم گفت خداوند حسن را دوست دارد پس من سجده کردم . گفت خداوند حسین را دوست دارد پس من سجده کردم سپس گفت خداوند فاطمه را دوست دارد پس من سجده کردم سپس گفت : خداوند دوست دارد هر کسی را که ایشان را دوست داشته باشد پس من سجده کردم»( 3)

جبرئیل ملک مقرب الهی که مامور ابلاغ وحی بر پیامبران بوده است نازل می شود تا پیامی به اهمیت وحی پیامبران را برساند و آن پیام پیام دوستی با فاطمه است. پیامی که هر چند قرآن نیست اما تفسیر آیات قرآن است. تفسیر آیاتی که سخن از دوستی خدا و رسول می نماید.

اگر قلبی برای تامل و فکری برای تدبر باشد می باید که هر آنچه را که خداوند در قرآن دوست دارد فاطمه سلام الله علیها واجد آن است و هر آنچه که خداوند در قرآن فرموده است که دوست ندارد فاطمه سلام الله علیها منزه از آن است . فاطمه یعنی تمام خوبی ها فاطمه یعنی دارا بودن هر آنچه که معرفت است. فاطمه یعنی دور بودن از هر گونه نا پاکی ها.

از این جهت است که جبرئیل نازل می شود و می فرماید که خداوند فاطمه سلام الله علیها را دوست دارد. یعنی فاطمه هم قرآن ناطق است. و هر آن کس را که خدا دوست می دارد باید محب فاطمه سلام الله علیها باشد دوستی خدا با فاطمه سلام الله علیها به واسطه شیء ای نیست.

جبرئیل نفرمود فاطمه را دوست دارم چون فرزند پیامبر است. فاطمه را به خاطر خود فاطمه دوست دارد. اما هر آنکس غیر از فاطمه و خمسه طیبه را به خاطر دوستی با فاطمه و فرزندان فاطمه دوست دارد. این بدان معنا است که هر آن کس که می خواهد عامل به قرآن باشد و محبوب خداوند متعال بشود. باید فاطمه را دوست داشته باشد و هر آنکس که فاطمه را دوست ندارد نمی تواند محبوب خداوند متعال باشد.

خداوند به فاطمه سلام می رساند

آری ! فاطمه همان کسی است که خداوند پیامبرش را امر می نماید که به فاطمه سلام برساند و فاطمه زهرا سلام الله علیها همان شخصی است که خداوند بی تابی او را در سوگ مادرش نمی تواند ببیند . فاطمه همان کسی است که خداوند برای تسلی او جبر ئیل را امر به نزول می نماید. جبرئیل به رسول خدا می فرماید:« خداوند به تو امر کرده است که به فاطمه سلام برسانی و به او بگویی که مادرت در قصر هایی از طلا در میان آسیه و مریم قرار دارد.» و فاطمه سلام الله علیها فرمود: «إن الله هو السلام ومنه السلام وإلیه السلام .»( 4)

فاطمه ناشناخته باقی ماند

مثل فضائل فاطمه سلام الله علیها مثل نعمت های الهی است که اگر دریا ها مرکب شوند و درختان قلم شود نمی توان فضائل فاطمی را به شمارش آورد و البته بر آگاهان نیز مخفی نماند که مصائب او نیز همانند فضائلش بی پایان است.

اما افسوس! افسوس که فاطمه را نشناختند. گویی چشمانشان کور بود و تلألو زهرا گونه فاطمه را ندیدند یا دیدند اما خفاشان بر آن شدند تا نور را خاموش سازند. یا شاید ندانستند که فاطمه قلب پیامبر است. یا دانستند اما قلب پیامبر را نشان گرفته بودند. مگر می شود پیامبر را دوست داشت و قلب پیامبر را در پشت دری به آتش کشید؟ نمی توان گفت که ندانستند و نخواستند . مگر صدای ناله او را که پدرش را می خواند و از او استغاثه می کرد نشنیدند؟

مگر هنگامی که مهاجم به پشت در فریاد زد خانه را و هر کس که در خانه است را به آتش خواهم کشید. به او نگفتند که فاطمه دختر پیامبر ، قلب پیامبر ، پاره تن پیامبر نیز درون خانه است؟ آری گفتند اما در جواب گفت :« اگر چه فاطمه در آن خانه باشد »

آری! فاطمه از تبار آفتاب بود. افسوس که گرمای او را به سردی کشاندند! آنان که از تبار خیانت به خدا و رسول و هم نشین خباثت و ناپاکی. جرثومه هایی که لحظه ای و کمتر از لحظه ای به خدا ایمان نیاوردند تا کلام نورانی پیامبر قلب ایشان را روشن سازد و کلام پیامبر را نخواندند که فرمود: «پای بند و ملازم دوستی با اهل بیت باشید پس هر که خداوند را ملاقات کند، در حالی که دوستدار ما خاندان باشد، به وسیله شفاعت ما، داخل بهشت خواهد شد .»

تعجبی نیست. کسی که بت جاهلیت را رها نکرده است چگونه می خواهد برای رسیدن به شفاعت پیامبر حرمت حرم فاطمی را رعایت نماید؟ اما مردم مدینه نیز در ازمون محبت مردود شدند همان آزمونی که فرمود: «همانا شما، بعد از من، درباره اهل بیتم، یقینا آزموده خواهید شد.»