1) در کتب معتبر روايت کرده اند که جمعي از صوفيان وارد محضر امام رضا عليه السلام شدند و به عنوان اعتراض گفتند : مأمون فکر کردو رأي او چنين شد که امامت و ولايت را به تو بدهد ولي امامت حق کسي است که غذاي سفت بخورد و لباس زبر بپوشد و سوار خر شود و به عيادت مريض برود و تو اين کارها را نمي کني.
حضرت به آنها فرمودند :
« إنّ يوسف کان نبيّا يلبس أقبية الديباج المزورة بالذهب و يجلس علي متکآت آل فرعون و يحکم، إنما يراد من الامام قسطه و عدله اذا قال صدق و إذا حکم عدل و إذا وعد أنجز ثم قرء : قل مَن حرّم زينة الله التي أخرج لعباده و الطيبات من الرزق »


(اثني عشريه/ص34) و (بحار الانوار ج67 ص120 چاپ موسسه الوفاء بيروت لبنان 1404) و (شرح نهج البلاغه ابن ابي الحديد معتزلي ج11 ص34 چاپ کتابخانه آيت الله مرعشي قم 1404)

« يوسف پيامبر بود و قباهاي ديباي مطلاي مي پوشيد و بر مسند آل فرعون تکيه مي زد و حکم مي راند. واي بر شما ! همانا از امام عدالت و دادگري متوقع است که چون سخن گويد، راست بگويد و چون حکم کند، به عدالت باشد و چون وعده دهد، به وعده خود وفا کند. » سپس آن حضرت آيه زير را قرائت فرموند : « بگو چه کسي زينت هاي خدا را که بر بندگان آفريده ، حرام کرده است و از صرف روزي حلال و پاکيزه منع نموده است »

البته به اين مضمون، آيات بسياري وارد شده که صوفيان و رياکاران به روش زندگي ساير ائمه عليهم السلام نيز اعتراض کرده اند و پاسخهاي متعددي شنيده اند. عجيب است که صوفيانِ نسل هاي بعد براي جلب عوام ، سلسله ارشاد خود را گاهي به امامان ما نسبت داده و برخي از آنان را جزء مشايخ خود شمرده اند ، درحالي که نياکانشان در حال حيات امامان با آنان معارضه مي کردند و به شدّت مورد غضب و ردّ و انکار و اعتراض آنان بودند.
اين روايت بيانگر انکار و مذمت تمام فرقه هاي صوفيه است و تصريح به اين معنا دارد که آنها عموما مخالف طريقه اهل بيت و ائمه اطهار عليهم السلام مي باشند.
تعجب آور اين که اخيرا شنيده مي شود برخي از صوفيان که جرأت ردّ روايات ضد صوفيه را ندارند مي گويند اين روايات مربوط به صوفيان اهل سنت است و به صوفيان شيعه ربطي ندارد ؛ چنانکه « زين العابدين شيرواني » صاحب کتاب کشف المعارف که يکي از سران صوفيه به ظاهر شيعه است، مي گويد :
« اين مطلب درست است که مي گويند امام رضا عليه السلام گفته است : هرکس که در حضور او از صوفيان ذکري به ميان آيد و با زبان يا دل خود آنان را تقبيح نکند از ما نيست و هرکس آنها را تقبيح کند مانند کسي است که در رکاب پيامبر (ص) با کافران مي جنگد. امّا بايد درک کرد که روي اين سخن صرفا با صوفيان دروغين است که « آفتاب امامت را تيره مي کنند » يعني صوفيان سني. بنا به گفته معصوم عليشاه فرزند جانشين شيرواني : « تصوف حقيقي همان تشيع حقيقي است ». تشيع امامي ، وجه بيروني ائمه اطهار عليهم السلام و حقايق الهي تصوف، وجه دروني آن است.

در پاسخ بايد بگوئيم :

اولا : مضمون و منطق اين روايات عموما بر خلاف اين ادعاست و مضمون برخي از آنها انکار و مذمت تمام صوفيه است و تصريح به اينکه آنهاعموما مخالف طريقه اهل بيت عليهم السلام مي باشند و اگرچه مدعيِ محبت به علي عليه السلام و اولاد او هستند ولي آنها در ادعاي خود دروغگو هستند ، از اينرو محبت اهل بيت و شيعه بودن با تصوف سازگار نيست.

ثانيا : اگر شبهه را قوي بگيريم و بگوئيم اين روايات در مذمت و انکار صوفي هاي سنّي مذهب است و شامل صوفي هاي به اصطلاح شيعه نمي باشد ، باز صوفي هاي مدعي شيعه از ردّ و انکار ائمه اطهار عليهم السلام در امان نيستند ؛ زيرا در اين روايات تصريح شده است « هرکس ياري ايشان (صوفيه) کند، گويا يزيد و معاويه (عليه الهاويه) و ابوسفيان را ياري کرده است و هرکس به زيارت يکي از آنان
در حال حيات يا بعد از مرگ برود مثل اين است که به زيارت شيطان رفته است
آيا تعريف و توصيف آنها و ترويج افکار آنان کمک به آنان نيست؟
آيا توجيه کلمات کفرآميز و آلوده به خرافات آنها، ياري آنان به شمار نمي رود؟
آيا صوفيان به ظاهر شيعه ، همان سخنان متقدمان (قديميان) صوفيه را تکرار نمي کنند؟
آيا اصول عقايد آنها يکي نيست؟

ثالثا : روايت امام صادق عليه السلام که به سند صيحيح روايت شده است ، دقيقا شامل صوفي هاي به ظاهر شيعه نيز مي باشد. امام صادق عليه السلام ضمن بيان اينکه صوفي ها دشمنان ما هستند و هرکس به آنان تمايل نشان دهد از آنان است، فرمودند : در آينده کساني پيدا مي شوند که ادعاي محبت ما را مي کنند و به صوفيه نيز تمايل نشان مي دهند و خود را به ايشان تشبيه نموده و لقب آنان را بر خود مي گذارند و سخنانشان را تأويل و توجيه مي نمايند. هرکس به ايشان تمايل نشان دهد از ما نيست و ما از او بيزاريم.»
بسيار واضج است که مراد امام عليه السلام صوفي هاي به ظاهر شيعه مي باشند که ادعاي محبت اهل بيت عليهم السلام را مينمايند و لقب صوفي بر خود مي گذارند. پس صوفي هاي شيعه نما نيز، راه گريزي از اين روايات ندارند.
http://www.eteghadat.com/forum/forum-f1 ... t8315.html