????در صورتی که در سایت فاقد اکانت هستید می توانید - از این طریق عضو شوید
صفحه 5 از 5 نخستنخست ... 345
نمایش نتایج: از 41 به 43 از 43






  1. Top | #41

    تاریخ عضویت
    فروردین 1390
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.32
    نوشته ها
    1,239
    تشکر کرده
    285
    38- پند پدیده ها

    «ما مِنْ شَیء تَراهُ عَیناكَ إِلاّ وَ فیهِ مَوْعِظَةٌ.»:

    چیزی نیست كه چشمانت آن را بنگرد، مگر آن كه در آن پند و اندرزی است.
    کوچه های غربت و قحطی یک مرد بود.......
    خانه مان در
    غارتِ،بی غیرتی نامرد بود.......
    اشک ما نذر روضه ی
    زهراست (سلام الله علیها).......
    چادر خاکی شروع کربلاست .......
    یا علی بن ابی طالب (صلوات الله و سلام علیهما)

  2. Top | #42

    تاریخ عضویت
    فروردین 1390
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.32
    نوشته ها
    1,239
    تشکر کرده
    285

    39- رنج نادیده، نیكی را نمی فهمد

    «مَنْ لَمْ یجِدْ لِلاِْساءَةِ مَضَضًا لَمْ یكُنْ عِنْدَهُ لِلاِْحْسانِ مَوْقِعٌ.»:

    كسی كه مزه رنج و سختی را نچشیده، نیكی و احسان در نزد او جایگاهی ندارد.
    کوچه های غربت و قحطی یک مرد بود.......
    خانه مان در
    غارتِ،بی غیرتی نامرد بود.......
    اشک ما نذر روضه ی
    زهراست (سلام الله علیها).......
    چادر خاکی شروع کربلاست .......
    یا علی بن ابی طالب (صلوات الله و سلام علیهما)

  3. Top | #43

    تاریخ عضویت
    فروردین 1392
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.39
    نوشته ها
    1,221
    تشکر کرده
    723
    صبح سردی بود. با حضرت موسی کاظم علیه*السّلام همراه بودم. غلامی سیاه*روی، ما را دید و بدون این که ما را بشناسد، برای‎مان هیزم آورد و آتش روشن کرد و غذایمان داد. هنگام رفتن، امام به صاحب غلام فرمود: غلامت و زمینی که در آن کار می*کند را فروشنده*ایی؟
    مرد گفت: آری! غلام و زمین، هزار دینار!
    امام، زمین را خرید و غلام را صدا زد و به او فرمود: از همین حالا آزادی و این زمین نیز مال خودت!
    غلام هاج و واج نگاه کرد و گویا نمی*شنید و نمی*فهمید، امام چه می*فرمایند.
    امام که چنین دیدند، فرمودند: چرا تعجب کرده*ای؟ مگر خدای بزرگ در قرآن کریم نمی*فرماید که خوبی را باید با خوبی پاسخ داد!

    📚 داستان*های زندگانی امام کاظم علیه*السّلام


    یا صاحب*الزّمان!
    افسوس که در این وانفسای غیبت دستمان به شما نمی*رسد که برایتان هیزم بیاوریم، آتش روشن کنیم و غذایی مهمانتان کنیم!

    یا صاحب*الزّمان!
    غلامیتان و این که دلمان همیشه بند شما باشد، محبوب ماست!
    زمین و آزادی کدام است؟ ما دنیا و آخرت را در همراهی شما می*دانیم!

    یا صاحب*الزّمان!
    هیچ نمی*خواهیم مگر آزادی شما از غم غربت و دلشادیتان به مژده*ی ظهور!
    و هیچ نداریم مگر دست*هایی که همیشه رو به آسمان است و قنوتی که مزیّن است به دعای بر فرجتان!
    و قلبی که انتظارتان را می*کشد!
    و این احسان ناقابل و کوچک ماست به ازای هزاران احسان که در حیات ما ارزانی*مان داشته*ایی!


    الهی عجل لولیک الفرج


صفحه 5 از 5 نخستنخست ... 345

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •