PDA

توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : رقصیدن مولوی بازنان -سما-



حامد
شنبه 28 مرداد 91, 06:09 بعد از ظهر
پدیده شگفت*تری از سماع مولوی برپایی «سماع زنانه» با حضور و توسط مولوی است! در این مراسم (یعنی مراسم سماع صوفیانه – زنانه)، مولوی خود ستاره اصلی رقص و وجد عرفانی است و زنان – که برخی از آن*ها از شاهزادگان و اشراف هستند- بر گرد او پروانه*وار حلقه می*زنند و بعد از ایراد سخنانی توسّط مولوی، مراسم چرخ و رقص با خوانندگی کنیزکان خواننده و نوازنده درباری آغاز می*شود و تا نیمه*های شب ادامه می*یابد.



اینک متن یکی از گزارش*های «سماع زنانه» مولوی برای آگاهی بیشتر از موضوع درج می*شود:

« از کـُمَّلِ [= بـزرگان] اصحاب مـنقول است که: هـر شب آدینه، مجموعه خواتین اَکابر [= همسران بزرگان] قونیه پیش خاتون [= همسر] امین*الدّین*میکائیل، که نایب خاص سلطان بود، جمع می*آمدند و لابه*ها[۱] می*کردند که البته [از] حضرت خداوندگار [= مولوی]، [برای برپایی مراسم سماع] دعوت کند. چه، حضرتش را بدان خاتون آخرت، از حد بیرون التفات و عنایت*ها بود و او را شیخ خواتین می*گفت. و چون آن جماعت [= زنان] جمع شدندی… بعد از نمازعشاء، حضرت مولانا، بی*زحمت [= بی*مزاحمت و] تنها و تنها [= به تنهایی] پیش ایشان رفتی و در میانه ایشان [= زنان] نشسته، هَمَشان [= همه آنـها] گرد آن قُطب [= مولوی] حلقه گشتندی و بر او گشتندی… و حضرتش در میان گل و گلاب غرق عرق گشته تا نصف*اللیل به معانی و اسرار و نصایح مشغول شدی. آخرالامر کنیزکان گوینده [= آوازه*خوان] و دفّافانِ [= دایره*زنان] نادِر و نای*زنان [= نی زنان]، از [گروه] زنان، [به خوانندگی و نوازندگی] سرآغاز کردندی و حضرت مولانا به سماع شروع فرمودی و آن جماعت به حالی می*شدند که سر از پا و کلاه از سر ندانستندی…» (مناقب*العارفین، ص۴۹۰).

کتاب مولانا* جلال*الدّین نیز این داستان را نقل کرده است.



مورد دیگر از سماع زنانه، برپایی سماع در خانه مریده، «نظام*خاتون» است که در همان مدرک آمده است (مناقب*العارفین، ص ۶۰۱).



البته برپایی سماع با حضور زنان در میان صوفیه، کم و بیش وجود داشته است. علاءالدّوله* سمنانی در «چهل*مجلس» (ص، ۲۵۸) و دیگران اشاره*هایی به این مطلب دارند. در مفتاح* الجنّات آمده است:«… و وقت باشد که مستورات [= زنان] نیز درآرند برخی به نظاره و برخی خود دعوی کنند که ما عین کاریم و مردان و زنان به هم در یک خانه آیند و خود را محرم یکدیگر دانند…(مقدمه*مفتاح*الجنّات ، ص ۴۴)».



اوردالاحباب از قول یکی از مشایخ تصوّف می*نویسد: « من که ابوطالب*ام، مروان قاضی را دریافتم، او را کنیزکان بودند مُغَنّیَه [= آوازه خوان] که به جهت اهل تصوّف آماده داشته بود، هر وقت اهل تصوف را جمع کردی و سماع دادی. »



آنچه موجب امنیت خاطر و جرأت مولوی در برپایی محافلِ سماعِ اینچنینی و زیاده روی در این موضوعِ نه چندان خوشایند در ذائقه ی مسلمانان می شد (جدا از اعتقاد و عقاید وی) حمایت همه جانبه ی حکم رانان و امیران سلجوقی ، بخصوص “معین الدوله پروانه” حاکم واقعی و پرقدرت و همه کاره ی قونیه و روم بود.

معین الدوله خود گرایش صوفیانه داشت و مشایخ تصوف ، چون فخرالدین عراقی ، صدرالدین قونوی ، مولوی و دیگران را مورد حمایت قرار میداد.

بخش زیادی از مخارج مولوی و یاران وی (همچنین هزینه ی محافل سِماع) نیز ، از کمکهای پروانه و شخصیتهای دیگری چون امیر معتزّ خراسانی ، همسر سلطان سلجوقی ، علم الدین قیصر و … تأمین می شد.

[۱] – لابه*ها = التماس*ها
به نقل از :
http://www.ebnearabi.com/?p=2166

mohammad.s
یکشنبه 29 مرداد 91, 12:50 بعد از ظهر
اگه بقیه مردم هم اینارو میدونستن,اسم کلاس درسشون رو یا جاهای دیگرو مولوی نمیذاشتن!

mostafahem
یکشنبه 29 مرداد 91, 12:52 بعد از ظهر
در آخر الزمان آدم های پست بزرگ می شوند و مومن پست می شود!!!!!!!!!!!