توجه ! این یک نسخه آرشیو شده میباشد و در این حالت شما عکسی را مشاهده نمیکنید برای مشاهده کامل متن و عکسها بر روی لینک مقابل کلیک کنید : جزیره خضراء
arm.ami
دوشنبه 23 خرداد 90, 10:26 بعد از ظهر
باسلام خدمت کاربران غزیز :arrow: :arrow: :!: :!:
هر چه در باره جزیره خضراء میدانید بیان کنید :!: :!: :arrow: :idea:
:ugeek: :geek: :ugeek: :geek:
طاها
سه شنبه 24 خرداد 90, 01:55 بعد از ظهر
يكي از موضوعهاي مرتبط با زندگي و شخصيت امام مهدي(ع) كه در مجامع مختلف درباره آن پرسش ميشود، موضوع «جزيره خضرا» است. بسياري ميپرسند آيا واقعاً امام زمان(ع) در اين جزيره دوردست در اقيانوس اطلس زندگي ميكند؟ آيا چنان*كه برخي ميگويند: ياران و فرزندان آن حضرت نيز در اين جزيرهاند؟ و... در پاسخ اين پرسشها بايد گفت كه موضوع «جزيره خضرا» به عنوان محل اقامت و زندگاني حضرت وليعصر(ع) در عصر غيبت كبري، برگرفته از حكايتي است كه عالمان شيعه، درباره استناد آن، اتّفاقنظر ندارند؛ گروهي آن را پذيرفته و در نتيجه معتقد به وجود جزيره خضرا هستند و جمعي، آن را بياعتبار دانسته و اساساً وجود چنين جزيرهاي را رد ميكنند. در اينجا براي روشنتر شدن موضوع به بررسي اين ديدگاهها مهمترين دلايل دو گروه ميپردازيم.
طاها
سه شنبه 24 خرداد 90, 01:57 بعد از ظهر
1. ديدگاه موافقان
اين گروه از عالمان شيعه حكايت جزيره خضرا را اينگونه نقل ميكنند:
شخصي به نام «زينالدّين علي بن فضل مازندراني»، در سال 690 ق. از سرزمين «بربر»، طي سفري به اقيانوس اطلس، سه روز با كشتي در دل آب، حركت ميكند تا به جزاير روافض (شيعيان) ميرسد. در آنجا مطلع ميشود كه جزيرهاي به نام جزيرة خضرا وجود دارد كه فرزندان حضرت وليعصر(ع) در آنجا زندگي ميكنند. وي مدت چهل روز در همان محل اسكانش ميماند. پس از چهل روز، هفت كشتي حامل مواد غذايي، از جزيره خضرا، به اين جزيره ميآيد. ناخداي كشتي، او را با نام و نام پدرش، صدا ميزند و ميگويد: «مشخصات تو را به من گفتهاند و اجازه دادهاند كه تو را به جزيره خضرا ببرم». آنگاه او را به آنجا ميبرد. پس از شانزده روز دريانوردي، سرانجام به «آبهاي سفيد»ي ميرسند و ناخدا توضيح ميدهد كه اين آبها، مانند «سور بلد» (ديوار شهر) جزيره را در بر گرفته است و كشتيهاي دشمنان، هرگز نميتوانند از آنها بگذرند و به بركت وجود حضرت وليعصر(ع) در آن غرق ميشوند.
سپس به جزيره خضرا ميرسد. در آنجا جمعيت انبوهي را با بهترين لباسها و نيكوترين وضع مشاهده ميكند و شهري بسيار آباد، با درختاني سرسبز و انواع ميوهها و بازارهاي بسيار و ساختمانهاي مجلل از سنگهاي شفاف رخام ميبيند. شخص بزرگواري به نام سيّد شمسالدّين كه او را نوة پنجم امام زمان(ع) معرفي ميكنند، مسئول تعليم، تربيت و اداره جزيره خضرا و نايب خاص حضرت(ع) در آن جزيره است. او مستقيماً از امام(ع) فرمان ميگيرد، ولي آن حضرت را نميبيند و تنها، هر صبح جمعه نامهاي به خط امام(ع) در نقطه معيني گذاشته ميشود كه در آن، اوامر آن حضرت و آنچه تا يك هفته مورد نياز خواهد بود، نوشته شده است.
علي بن فاضل، مدت هجده روز، در آن جزيره اقامت ميكند، و از محضر سيّد شمسالدّين، استفاده ميكند و پس از آن، به او دستور ميرسد كه به وطنش بازگردد. 1
علي بن فاضل، آنچه را از سخنان سيّد شمسالدّين، استفاده ميكند در كتابي به نام الفوائد الشّمسيّه گرد ميآورد و ماجراي تشرف خود را براي تني چند از عالمان معاصر خويش بازگو ميكند.
طاها
سه شنبه 24 خرداد 90, 01:58 بعد از ظهر
«فضل بن يحيي طيبي»، نويسنده قرن هفتم هجري قمري، در 11 شوال 669 ق، اين حكايت را از زبان علي بن فاضل در شهر حلّه ميشنود و آن را در كتابي با نام جزيرة الخضراء گرد ميآورد. اين كتاب، از سوي عالمان زير مورد توجه واقع شده است:
ـ شهيد اوّل، آن را به خط خود نوشته، و خط او در خزانه اميرالمؤمنين(ع) پيدا شده است.
ـ محقق كركي، آن را به فارسي برگردانده است.
ـ علّامه محمّد باقر مجلسي، آن را در بحارالأنوار نقل كرده است.
ـ شيخ حر عاملي، آن را در كتاب إثبات الهداة درج نموده است.
ـ وحيد بهبهاني، به مضمون آن فتوي داده است.
ـ بحرالعلوم، در كتاب رجال خويش، آن را مورد استناد قرار داده است.
ـ قاضي نورالله شوشتري، محافظت بر آن را بر هر مؤمني لازم داشته است.
ـ ميرزا عبدالله اصفهاني (افندي) آن را در كتاب رياض*العلماء نقل كرده است.
ـ ميرزاي نوري، آن را در كتاب جنةالمأوي و النجم الثاقب آورده است.
البته، حكايتي نيز دربارة محل اقامت امام مهدي(ع) از سوي شخصي به نام انباري نقل شده است، ولي به دليل آنكه وي، آن را از شخصي مجهول نقل كرده است، به همان حكايت پيشين بسنده ميكنيم.2
براساس حكايت علي بن فاضل، امام مهدي(ع) و فرزندان ايشان، در جزيره خضرا، واقع در اقيانوس اطلس سكونت دارند، و همه ساله، در موسم حج، حج ميگزارند و پس از زيارت پدران و اجداد طاهرينشان(ع) در حجاز، عراق و طوس، مجدداً به اين جزيره باز ميگردند. آن حضرت(ع) غالباً در اين جزيره اقامت دارند.3
طاها
سه شنبه 24 خرداد 90, 01:59 بعد از ظهر
2. ديدگاه مخالفان
جمعي از عالمان شيعه، حكايت يادشده را كه بر وجود جزيره خضراء به عنوان محل اقامت غالب حضرت امام زمان(ع) دلالت ميكند، داراي اشكال ميدانند و از آنجا كه دليل ديگري در دست نيست، وجود چنان جزيرهاي را نميپذيرند.
پيش از نقل اشكالهاي وارد بر اين حكايت، لازم است اشارهاي به سند آن داشته باشيم. علّامه مجلسي در كتاب خود مينويسد:
رسالهاي مشهور به داستان جزيرة خضرا واقع در درياي سفيد يافتم. چون اين رساله در بردارندة ياد كساني است كه آن حضرت را ديدهاند و همچنين در آن مطالب شگفتانگيزي وجود دارد دوست دارم آن را در اينجا بياورم. از آنجا كه اين رساله را در اصول (كتابهاي روايي) معتبر نيافتم براي آن بابي مستقل گشودم و آن را آنگونه كه يافتم نقل ميكنم.4
وي آنگاه به نقل حكايت ميپردازد. در آغاز حكايت پس از خطبه آغازين چنين آمده است:
در خزانة امير مؤمنان و سرور اوصيا و حجت پروردگار جهانيان و امام پرهيزكاران، علي بن ابي طالب ـ درود خدا بر او باد ـ متني به خط شيخ فاضل و دانشمند عامل، فضل بن يحيي بن علي طيبي كوفي ـ قدس الله روحه ـ يافتم كه در آن چنين آمده بود: «... اين بندة نيازمند به بخشش خداوند سبحان متعال، فضل بن يحيي بن علي طيبي امامي كوفي كه خداي او را ببخشايد، چنين ميگويم:...»
فضل بن يحيي در ادامه رساله به واسطه شيخ شمس الدّين بن نجيح حلّي و شيخ جلال الدين عبدالله بن حرام حلي، حكايت جزيره خضرا را از زينالدّين علي بن فاضل مازندراني نقل ميكند.5
علّامه سيّد جعفر مرتضي عاملي، به بررسي سند اين حكايت پرداخته و اشكالها و پرسشهاي متعددي را متوجه آن دانسته است كه در اينجا به مهمترين آنها اشاره ميكنيم:
طاها
سه شنبه 24 خرداد 90, 02:00 بعد از ظهر
1. نخستين پرستش ما دربارة فردي است كه در ابتداي روايت ميگويد: «در خزانه امير مؤمنان... علي بن ابي طالب ـ درود خدا بر او باد ـ متني به خطّ شيخِ فاضل و دانشمند عامل، فضل بن يحيي طيبي يافتم.»
اين شخص از نظر ما ناشناخته و اسم و نسب و خصوصيات ديگر او، كاملاً مجهول است. با يك نظر اجمالي به ابتداي روايت ميفهميم كه او به طور قطع مجلسي(ره) نيست؛ زيرا ايشان با صراحت فرمودند: «اين داستان را از يك رساله ديگر نقل ميكنم.»
همانگونه كه سيّد هاشم بحراني(ره) (از معاصران مجلسي) در نقل داستان ميگويد: «بعضي از بزرگان فرمودهاند كه اين حديث را به خط شيخ فاضل... يافتهايم.»6
اين جمله هم مانند عبارت مجلسي دلالت ندارد كه بحراني مستقيماً از راوي شنيده باشد. بر فرض اينكه بپذيريم بحراني مستقيماً از راوي شنيده است اين پرسش مطرح ميشود كه چگونه بحراني او را ديده و داستان را بدون واسطه از او شنيده ولي مجلسي او را نديده است با اينكه بحراني و مجلسي هر دو، در يك زمان ميزيستهاند. ديگر اينكه به چه علّت مجلسي به نقل از يك رساله متداول بسنده كرده و راجع به نويسنده و صاحب آن تحقيق نكرده است تا حقيقت داستان را از او شفاهاً سؤال كند.
طاها
سه شنبه 24 خرداد 90, 02:01 بعد از ظهر
2. پرسش دوم اينكه چگونه اين شخصِ «مجهول» خط طيبي را شناخت و اطمينان يافت كه آنچه را در آن رساله يافته، خط طيبي است. آيا خط طيبي آنچنان مشهور و معروف بوده كه حتي اين فرد مجهول الحال هم آن را شناخته است؟
شايد واقع مطلب بر اين شخص، مشتبه شده باشد. به اين جهت كه مثلاً وقتي كه ديده طيّبي اين داستان را روايت ميكند، فكر كرده لابد كاتب آن هم اوست در صورتي كه بين اين دو امر، ملازمهاي نيست.
طاها
سه شنبه 24 خرداد 90, 02:02 بعد از ظهر
3. با توجه به اين نكته ما مشاهده ميكنيم كه «علي بن فاضل» (كسي كه در روايت به عنوان «مازندراني» توصيف ميشود و بعد خودش را در متن همين روايت، «عراقي» معرفي ميكند) تلاش زيادي براي اثبات برخي از فضايل به نفع خودش دارد و اين نكته از متن گفتارش با سيّد شمسالدّين، آنجا كه از ملاقات با امام سخن ميگويد، به روشني معلوم ميشود:
اي سرورم، من يكي از بندگان مخلص آن حضرت هستم با اين همه امام را نديدهام. بعد سيّد شمس الدين به من فرمود: چرا، تو او را دو مرتبه ديدهاي... .
و آن دو مرتبه را برايش توضيح ميدهد.
علاوه بر اين، همه روايت در صدد اثبات يك فضيلت بينظير براي اوست و آن اينكه او خدمت كسي رسيده كه ديگران نرسيدهاند و همچنين درصدد اثبات عنايت و توجه امام به اوست.
پس وقتي ما اين نكات را مورد توجه قرار ميدهيم و بر آن، اين حقيقت را بيفزاييم كه هيچ*يك از معاصران علي بن فاضل، او را توثيق نكرده و مورد اعتماد ندانستهاند و فقط كساني او را قابل اعتماد دانستهاند كه صدها سال پس از او زيستهاند و جالب اينكه، دليل و مستند آنها در اعتماد به او، ظاهراً خود روايت جزيره خضرا است.
با توجه به اين نكات، نتيجه ميگيريم كه: اطمينان به صحت آنچه او براي ما نقل ميكند امكان ندارد؛ چون احتمال ميدهيم اصل قضيه و ريشه داستان، از بافتههاي ذهن اوست كه براي رسيدن به شهرت يا براي نايل شدن به اهداف ديگري آن را ساخته است، همچنان*كه در طول تاريخ، نمونههاي آن را مشاهده كردهايم.
طاها
سه شنبه 24 خرداد 90, 02:03 بعد از ظهر
4. از جمله نكاتي كه شك و بدگماني ما را در خصوص اين راوي و داستانش افزايش ميدهد اين است كه معاصران او مانند علّامه حلي ـ رحمه الله ـ و ابن داود، كه در سال 707 ق از تأليف كتاب رجالي خود فراغت يافته بود، و همچنين علماي ديگر، به طور كلي او را ناديده گرفته و هيچ كدام از آنها حتي يك كلمه درباره او سخن نگفتهاند. با اينكه داستان گرانبها و بينظير او، بايد آنها را تشويق و تحريك ميكرد كه به داستان و راوي آن اشاره كنند؛ راوي و داستانش را بستايند و چنين داستاني را به عنوان يكي از دلايل امام و امامت قرار دهند و آن را شايسته نقل در كتابهاي خود بدانند. وقتي ميبينيم دانشمندان اسلامي، مطالب و داستانهاي كماهميتتري را در نوشتههايشان آوردهاند، ولي اين داستان را ناديده انگاشتهاند، پي ميبريم كه شايد آن را دروغ و باطل به حساب آوردهاند؟ يا آن را نشنيدهاند؟ و يا اساساً چنين داستاني در زمان آنها ساخته نشده بود؟!
همة اين احتمالات وجود دارد و همه آنها، ما را به شك در اين داستان و راوي آن فرا ميخواند. شايد كسي بگويد كه شخصيتهاي برجسته ديگري هم وجود دارند كه نويسندگان معاصر آنها، نامشان را در كتابهاي رجالي خود نياوردهاند و شايد نسبت به اين راوي نيز همين مسئله اتفاق افتاده باشد، ولي ما با دقت متوجه ميشويم كه اين پاسخ در حقيقت تلاش بيهودهاي است؛ زيرا اين چنين شخصيتهايي اگر چه در بعضي از كتابهاي رجالي مطرح نشدهاند، ولي در كتابهاي ديگري كه در همان زمان تأليف گرديده، به قلم آمده و مطرح شدهاند. يا اينكه حداقل، مورد اعتماد بودن آنها با قراين و شواهدي غير از آنچه خود آنها راجع به خودشان گفتهاند ثابت شده است، و برخلاف علي بن فاضل، يك داستان منحصر به فرد نداشتهاند كه كتابهاي معتبر تاريخ، مانند آن را ثبت و ضبط نكرده باشند.
آري، همين كه معاصران علي بن فاضل، داستان او را ناديده انگاشتهاند و هيچ گونه خبري از آن ندادهاند باعث برانگيخته شدن شك و بدگماني جدّي ما نسبت به او ميشود.
طاها
سه شنبه 24 خرداد 90, 02:04 بعد از ظهر
5. از جمله نكات جالب توجه اينكه در خود روايت به صراحت آمده است: علي بن فاضل، داستان را از شروع تا پايان، در حضور طيبي و گروهي از علماي حلّه و اطراف آنكه براي زيارت شيخ آمده بودند، توضيح ميدهد. حال اينكه ما هيچ فردي از اين عدّه را پيدا نكرديم كه داستان را بيواسطه يا دستكم باواسطه نقل كند. در صورتي كه از آنها انتظار ميرود تا آن را در شهرها و در بين مردم منتشر ساخته باشند و اين داستان جالب را نُقل مجالس و محافل كنند؛ زيرا در اين حكايت، جايگاه وجود امام زمان(ع) و فرزندانش در يك موضع استثنايي و پيچيده تعيين شده است.
همچنين ما انتظار داشتيم مردم گروه گروه به زيارت قهرمان اين كشف عجيب نايل شوند و به او تبرك جويند و تلاش كنند داستان را مستقيماً از خودش بشنوند و در كتابهاي ديگر ثبت كنند و دانشمندان هم با آوردن نام او و داستانش، در كتابهاي رجالي و غيررجالي خود، تبرك بجويند، ولي هيچ*يك از اين حوادث رخ نداد و تنها فردي كه آن را نقل كرده، «طيبي كوفي» است. البته اين نقل هم توسط فرد ناشناس، در بين اوراقي در ميان گنجينهاي از كتابها كشف شده است و عجيب اينكه نويسندة ناشناس داستان هم، به خاطر خط معروف و مشهورش، توسط اين مرد ناشناس، شناخته و كشف شده است.7
حامد
سه شنبه 24 خرداد 90, 08:59 بعد از ظهر
سلام طا ها
فکر کنم تو روایت -صحیح یا غیر صحیح - اسمی از هیچ اقیانوسی نیست
تا اونجا که یادم هست فقط روایت می گه همچین جایی هست براش محلی مشخص نمی کنه
Powered by vBulletin® Version 4.2.0 Copyright © 1404 vBulletin Solutions, Inc. All rights reserved.