????در صورتی که در سایت فاقد اکانت هستید می توانید - از این طریق عضو شوید
صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از 1 به 10 از 11






موضوع: لوازم معرفت

Hybrid View

  1. Top | #1

    تاریخ عضویت
    فروردین 1392
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.46
    نوشته ها
    1,081
    تشکر کرده
    677

    لوازم معرفت

    صحت معرفت



    اولین ویژگی معرفتی که می تواند انسان رادرزمان غیبت امام علیه السلام از انحراف و بی دینی نجات بخشد،صحت ودرستی آن است.اگر چنین نباشد،امیدی به اینکه دارنده ی آن درولایت وامامت ائمه ی اطهار علیهم السلام ثابت قدم بماند،وجود ندارد.
    امام زین العابدین علیه السلام می فرماید:
    همانا قیام کننده ازما(اهل بیت)دوغیبت داردکه یکی ازآنها طولانی تر ازدیگری است......واما غیبت دیگر ،پس مدت آن به درازا می کشد تا آن حد که بیشتر کسانی که اعتقاد به امامت او(حضرت مهدی علیه السلام)دارند،از این اعتقاد بر می گردند.پس ثابت قدم نمی ماند مگر کسی که یقینش محکم ومعرفتش صحیح باشدوقلبا"پذیرفتن احکام ما برایش سخت نباشد(ظرفیت پذیرش آنچه را ما حکم می کنیم،داشته باشد)وتسلیم ما اهل بیت باشد.<<1>>
    این شرط برای هر معرفتی لازم است؛چه معرفت خدا،چه معرفت رسول خدا صلی الله علیه وآله وچه معرفت امام علیه اسلام،به طور کلی همه معرفت های دینی باید صحیح ومطابق آنچه خداوند خواسته است،باشد.اینک باید دید چه معیاری برای صحت معرفت وجود دارد؟از کجا می توان مطمئن به درستی یک معرفت شد؟




    <<1>>:کمال الدین،باب 31،ح8
    ویرایش توسط mahdi11 : یکشنبه 07 تیر 94 در ساعت 05:29 بعد از ظهر

  2. 2 کاربر زیر بابت این پست از mahdi11، تشکر کرده اند:

    حامد (پنجشنبه 28 شهریور 92),حسین (چهارشنبه 29 خرداد 92)

  3. Top | #2

    تاریخ عضویت
    فروردین 1392
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.46
    نوشته ها
    1,081
    تشکر کرده
    677
    ملاک صحت معرفت



    پاسخ این سوال باتوجه به تعریفی که اهل بیت علیهم السلام از<<معرفت>>اراعه داده اند،معلوم می شود.امام باقر علیه السلام خطاب به فرزندش امام صادق علیه السلام می فرمایند:
    ای پسرم،درجات ومراتب شیعیان را از اندازه روایت ومیزان معرفت آنها بشناس.چرا که معرفت،همان فهم ها نسبت به روایات است که مومن تا بالاترین درجات ایمان بالا می رود.من در نوشته ای از علی علیه السلام نظر کردم ودر آن چنین دیدم که ارزش ومنزلت هر کس به اندازه معرفت اوست.
    همه مطلب در این عبارات بیان شده است.معرفت ازنظر پیشوایان ما چیزی جزفهم احادیث نیست.این خود میزانی است برای تشخیص معرفت صحیح؛به طوری که در هر بابی،احادیث مربوط به آن،معیار صحت معرفت درآن باب می باشد.مثلا"در خداشناسی،میزان صحت یا عدم صحت معرفت خدا،روایاتی است که در این خصوص وارد شده است.
    این امر،اهمییت رجوع به احادیث اهل بیت علیهم السلام را در همه ابواب معارف روشن می کندوهمین،معیار درجه ی ایمان شخص می باشد.هر کس به اندازه ی فهم عمیق خود در احادیث اعمه علیهم السلام از کمال ایمان بهره مند می شود.
    پس اگر کسی در معارف دینی،کاری به روایت نداشته باشد ومعرفت خود را ازمنابع غیر حدیثی(کلام معصومین)اخذ کند،نباید انتظار صحت معرفت خود را داشته باشد.ارزشی که امیر المومنین علیه السلام برای هر انسانی قاعل هستند،به میزان معرفت او بر می گرددودرستی معرفت هم معیارش رجوع به احادیث وفهم عمیق نسبت به آنهاست.




    بحارالانوار،ج2،ص184،ح4،از معانی الاخبار

  4. 2 کاربر زیر بابت این پست از mahdi11، تشکر کرده اند:

    حامد (پنجشنبه 28 شهریور 92),حسین (چهارشنبه 29 خرداد 92)

  5. Top | #3

    تاریخ عضویت
    فروردین 1392
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.46
    نوشته ها
    1,081
    تشکر کرده
    677
    علم صحیح فقط نزد اهل بیت علیهم السلام است.



    سر مطلب واینکه چرا معیار صحت معرفت،منطبق بودن آن با احادیث می باشد،در این حقیقا"نهفته است که اصولا"هیچ علمی جز ناحیه اهل بیت علیهم السلام به دست نمی آید.منظور ازعلم،آن حقیقت نوری است که خداوند در قلب هر کس که بخواهد،قرار می دهد واورا هدایت می نماید.
    امام صادق علیه السلام می فرماید:علم به درس خواندن حاصل نمی شود.علم چیزی نیست مگر چیزی که در قلب آن که خدای تبارک وتعالی هدایتش را بخواهد،پدید می آید.
    در این علم،خطا واشتباه راه ندارد.کسی را که خداوند بخواهد هدایت کند،از این طریق نور علم به راه صحیح می آورد.بنابراین علم واقعی همیشه صحیح ومطابق باواقع است.آن علوم بشری است که خطا در آن راه پیدا می کند،ولی علوم ومعارف الهیه همیشه واقعی وصحیح هستند.
    خدا منبع ومرکز این نور را قلوب مقدس چهارده معصوم علیهم السلام قرارداده وبه دیگران هم که طالب علم هستند،سفارش کرده تافقط به آنها رجوع نماید.امام صادق علیه السلام فرمود:اگر علم صحیح می خواهی،پس نزد ما اهل بیت است.زیرا ما آن اهل ذکر هستیم که خداوندفرموده است(اگر نمی دا نید از اهل ذکر بپرسید))
    این تنها راهی است که می توان علم را از طریق آن طلب کرد.ازغیر این طریق،علمی بدست نمی آید.امام باقر علیه السلام می فرماید:قسم به خدا،علم یافت نمی شود مگر ازناحیه ی اهل خانه ای که جبرعیل بر آنها نازل شده است.
    بنابراین اگر حقیقتی برای انسان کشف شود،مسلما"ریشه ی آن به اهل بیت علیهم السلام بر می گردد؛هرچند که خود شخص به این مطلب توجه نداشته باشد.امام باقر علیه السلام می فرماید:توجه داشته باشید!هیچ حقیقت وسخن صحیحی نزد مردم نیست مگر آنکه آن را بالاخره از ما اهل بیت گرفته اند.
    ریشه ی سخنان صحیح ومعارف حقه،فقط وفقط فرمایش های اهل بیت است.اگر این سخنان نبود،هیچ کس از معرفت صحیح برخوردار نمی شد.همین خارج شدن از ناحیه ی اهل بیت علیهم السلام معیار صحت یک عقیده می باشد؛به طوری که اگر عقیده ی با آنچه ایشان فرموده اند،تطبیق نکند وبه نحوه ای از یشان سرچشمه نگیرد،قطعا"سخن بیهوده وباطلی است.امام باقرعلیه السلام می فرماید:هرآنچه ازاین خانه (بیت وحی)بیرون نیامده باشد،باطل وناصواب است.

  6. تشکر شده توسط :

    حامد (پنجشنبه 28 شهریور 92)

  7. Top | #4

    تاریخ عضویت
    فروردین 1392
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.46
    نوشته ها
    1,081
    تشکر کرده
    677
    ادامه:
    بنابراین بالاترین درجه ی ایمان این است که انسان خود راملزم نمایدکه هیچ سخن وعقیده ای رااز کسی جز اهل بیت علیهم السلام نگیردوفقط تسلیم درخانه ی ایشان باشد.اگرچنین کند:مفتخر به رتبه ی (منا اهل البیت)می گردد.امیرلمومنین علیه السلام خطاب به کمیل بن زیاد نخعی فرمود:ای کمیل جز ازما اهل بیت کسب علم نکن تااز ما باشی.
    این بزرگترین افتخار برای دوستدار اهل بیت علیهم السلام می باشدکه هرچند از نعمت درک حضور امام زمانش محروم است ولی باتقیدبه احادیث اعمه علیهم السلام در همین زمان غیبت می تواند به چنان مقامی نایل شود.





    بحارالانوار ج1 ص225 ح17
    وساعل الشیعه ج18 ص49 ح30 ازکفایةالاثر
    نحل 43
    بحارالانوار ج2 ص91 ح19 ازبصاعرالدرجات
    بحارالانوار ج2 ص94 ح31 ازمحاسن برقی
    وساعل الشیعه ج18 ص50 ح34 ازبصاعرالدرجات
    وساعل الشیعه ج18 ص17 ح34 ازتحف العقول
    ویرایش توسط mahdi11 : یکشنبه 31 شهریور 92 در ساعت 11:14 بعد از ظهر

  8. تشکر شده توسط :

    حامد (پنجشنبه 28 شهریور 92)

  9. Top | #5

    تاریخ عضویت
    فروردین 1392
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.46
    نوشته ها
    1,081
    تشکر کرده
    677
    استقامت درپرتوعلم صحیح



    بنابراین اگرانسان بخواهدمعارف صحیحی دردین داشته باشد،بایدبرای کسب علم جز به اهل بیت علیهم السلام رجوع نکند ومحصول تفکرات بشری را برتعالیم اهل بیت علیهم السلام ترجیح ندهد وازالتقاط ومخلوط کردن اینها بایک دیگرپرهیز نماید.در این صورت،از قوت یقینی در معرفت خود برخوردارمی شود که هیچ شبهه واشکالی اورا نسبت به عقایدش اورا سست نمی سازد؛به طوری که اگر کوه هاتغییر کند اوتغیرنمی کند.
    امیرالمومنین علیه السلام در جنگ جمل خطاب به محمدبن حنیفه می فرمایند:
    تزول الجبال ولاتزول(کوهاتغیرمی کنند ولی تو تغییر نکن،(استوار باش))
    این فرمان امیرالمومنین علیه السلام باید درزمینه ایمان وعقیده نیزمورد توجه واقع شود.راه عملی شدن آن این است که انسان عقاید خودرا از طریق صحیح آن کسب کند وبه غیرازآنچه از این راه بدست می آید،اعتمادنورزد.تغییرکوها غیرعلنی ونامحسوس است.مومن باید در معرفت خویش به حدی از یقین برسد که تغیرات نامحسوس هم نداشته باشد.تنهادراین صورت است که می تواند مطمعن باشد که هیچ مطلبی اورا متزلزل نمی کند و به هیچ وجه نسبت به عقاید صحیح خود به شک وتردید نمی افتد.
    <<شک>>ازبدترین آفاتی است که ایمان ویقین انسان را تهدید می کند.درزمان غیبت امام علیه السلام با انواع واقسام افکار وعقیده هایی مواجه هستیم که هریک به شکلی معرفتهای انسان را در معرض شک وتردید قرار می دهند.انسان هراندازه هم که باسواد باشد وبا سخنان این و آن آشنا باشد،تا ازمنبع اصلی عقاید خود را کسب نکرده باشد،ازخطر شک در آنها مصون نخواهد بود.یکی ازمهمترین عوامل حفظ اعتقادآدمی درمقابل شک و وسوسه همین امراست.بنابراین اگردر زمان غیبت نگران دین خود هستیم،بایدنسبت به مجرای بدست آوردن آن،دقت کافی را انجام دهیم وجزبه آنچه از ناحیه ی اهل بیت علیهم السلام رسیده ،اعتقادنورزیم.امام علیه اسلام می فرماید:
    هرکس دین خود را ازکتاب خدا وسنت پیامبرش برگیرد،اگرکوها تغییر کند،اوتغییر نمی کند.وکسی که دین خود را از دهان این و آن (غیرازمعصوم)بگیرد،همان گونه اورا از دین برمی گردانند.




    نهج البلاغه،خطبه ی11
    مقدمه ی کتاب شریف اصول کافی

  10. تشکر شده توسط :

    حامد (پنجشنبه 28 شهریور 92)

  11. Top | #6


    تاریخ عضویت
    اسفند 1389
    عنوان کاربر
    Administrator
    میانگین پست در روز
    0.58
    نوشته ها
    1,804
    تشکر کرده
    559
    Blog Entries
    1
    خیلی مطالب عالی بود
    امیدوارم که ادامه پیدا کنه و قطع نشه
    بنده خیلی استفاده کردم

    اما غلط املائی یا تایپی زیاد داشت
    منبع روایات هم معلوم نبود
    بر همه عایشه های امروز لعنت

  12. تشکر شده توسط :

    mahdi11 (یکشنبه 31 شهریور 92)

  13. Top | #7

    تاریخ عضویت
    فروردین 1392
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.46
    نوشته ها
    1,081
    تشکر کرده
    677
    ببخشید اگه مشکلی بود سعیم و میکنم درستش کنم از دوستان هم درخواست می کنم که دراین بحث شرکت کنند

  14. Top | #8

    تاریخ عضویت
    فروردین 1392
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.46
    نوشته ها
    1,081
    تشکر کرده
    677
    از دوستان عزیز خواهش می کنم اگه می خوان این موضوع و بخونن از اول بخونن

  15. Top | #9

    تاریخ عضویت
    فروردین 1392
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.46
    نوشته ها
    1,081
    تشکر کرده
    677
    بشارت خداوند به خردمندان


    گاهی تحت این عنوان که انسان باید همه این سخنان را بشنود وآنگاه از میان آن ها بهترینش را برگزیند،همه افکار واندیشه ها در کنار هم گذاشته می شوند وهمگی به یک چشم نگریسته می شود.مکررمشاهده می شود که بسیاری می خواهند از این طریق وبافهم و تشخیص خود،تکلیف احادیث معصومین علیهم السلام راهم معلوم کنند وهیچ فرقی بین افکاربشری والهی در اصل نگرش خود قائل نمی شوند.آنگاه سخن خود را به آیه ی قرآن هم مستند می کنند که می فرماید:
    ((فبشر عبادالذین یستمعون القول فیتبعون احسنه اولئک الذین هداهم الله واولئک هم اولواالالباب))پس بشارت ده بندگان مرا که سخن ((حق))را می شنوند،سپس به بهترین صورتش ازآن پیروی می کنند.آنها کسانی هستند که خداوند هدایتشان کرده وآنها همان صاحبان عقل سلیم هستند.اینها آیه را چنان معنا می کنند که باید هر سخنی راشنید وآنگاه از میان آنهابهترینش را برگزید.بعد هم اضافه می کنند که خدا به کسانی که چنین روشی دارند،وعده هدایت داده وآنهارا صاحبان عقل خوانده است.
    اینها چون به اهل بیت علیهم السلام مراجعه نکرده اند،در فهم صحیح همین آیه هم به خطا رفته وتفسیر به رای نموده اند.وقتی ابوبصیر در مورد این آیه از حضرت صادق علیه السلام سوال پرسید،حضرت چنین پاسخ دادند: اینها کسانی هستند که تسلیم آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم می باشند که وقتی حدیث را می شنوند درآن اضافه وکم نمی کنند وهمان گونه که شنیده اند آن را می آورند
    پس ((القول ))در آیه قول خاصی است که همان قول حق وسخن صحیح می باشد والف ولام آن الف ولام عهد است.آیه درمورد کسانی است که وقتی احادیث اهل بیت علیهم السلام را می شنوند تسلیم آن می گردند وبدون دخل وتصرف در آن وبه همان شکلی که شنیده اند به آن ملتزم می شوند. پس ((یتبعون احسنه)) معنایش این نیست که از میان اقوال مختلف بهترین آن را انتخاب می کنند، بلکه منظور پیروی ازحدیث به بهترین شکل آن یا بهترین شکل پیروی از آن است. بهترین شکل حدیث یا پیروی از آن ، نقل وعمل به حدیث به صورت دست نخورده وتغییر نیافته ی آن می باشد.کسانی را که چنین عمل می کنند، خداوند هدایت کرده است.
    در آیه ی شریفه صحبت از وعده ی هدایت در آینده نیست نیست،بلکه اینها((هدایت شده)) هستند که چنین عمل می کنند و می دانند که باید نسبت به حدیث آل محمد صلی الله علیه وآله وسلم چه برخوردی داشته باشند.اینها همان اولوالالباب هستند که به ضعف علمی وعقلی خود پی برده اند و به همبن دلیل می دانند که باید کاستی های خود را با رجوع به اهل بیت علیهم السلام جبران کنند.بنابراین در تسلیم نسبت به ایشان،تامل وتردیدی به خود راه نمی دهند ودر لفظ یا معنای احادیث دخل وتصرفی را از ناحیه خود مجاز نمی شمارند.این جاست که روشن می شود که معرفت صحیح جز با تسلیم به اهل بیت علیهم السلام برای انسان حاصل نمی گردد.
    نتیجه اینکه هر سخنی را نباید شنید وهر فکری را نباید دنبال کرد وبه هر مکتبی نباید روی خوش نشان داد.افکار واندیشه های مختلف،سلامت روح وقلب انسان را به خطر می اندازد.انسان نباید به نام تحقیق، خود را آلوده به هر گرایشی بکند ودر معرض انواع واقسام انحرافات قرار بدهد،زیرا معلوم نیست که بتواند از منجلاب آراء وافکار منحرف،سالم بیرون بیاید.
    لازمه وجود عقل ودرایت، احتیاط واجتناب از آیینهای ساختگی ومکاتبی است که انتساب آنها به منبع وحی مورد اعتماد نیست.تا انسان مطمئن نشده که یک مکتب فکری از منبع الهی تغذیه می کند،نباید با دیده ی خوش بینانه به آن بنگرد واگر خودش صاحب نظر نیست ، باید به افرا باصلاحیت در این زمینه مراجعه نماید همچنان که در مورد جسم وبدن خود، نیز به هرکسی رجوع نمی کند وتا مطمئن نشود که با پزشک متخصص مواجه است،به سخنشان اعتماد نمی کند.
    سلامت روح وقلب انسان به مراتب بیش از سلامت جسمش ارزش دارد وهرقدر نسبت به حفظ سلامت بدنش حساسیت دارد باید بیش از آن را در مورد روحش داشته باشد.طبیبان روح وفکر آدمی ائمه ی اطهار علیهم السلام هستند وکسانی که همه ی اعتقادات خود را از آنها کسب کرده اند، صلاحیت دارند که انسان به ایشان رجوع کند واز آنها راهنمایی بخواهد.


    <<1>>:زمر آیه ی 18
    ویرایش توسط mahdi11 : یکشنبه 07 تیر 94 در ساعت 04:04 قبل از ظهر

  16. Top | #10

    تاریخ عضویت
    فروردین 1392
    عنوان کاربر
    کاربر ویژه
    میانگین پست در روز
    0.46
    نوشته ها
    1,081
    تشکر کرده
    677
    شرط تسلیم در معرفت

    یکی دیگر از آثار ولوازم معرفت امام علیه السلام تسلیم شدن نسبت به ایشان است.معرفت صحیح جز به این وسیله برای انسان حاصل نمی گردد.امام صادق علیه الاسلام می فرماید:شما تا معرفت نداشته باشید صالح نخواهید بود.وتا باور واعتراف نداشته بشید،معرفت نخواهید داشت.وتا تسلیم نشوید،باور واعتراف نخواهید داشت.
    <<1>>
    ((تصدیق)) همان باور واذعان قلبی است که تا در انسان پیدا نشود،اهل معرفت نخواهد بود.با این ترتیب تصدیق،شرط معرفت وتسلیم هم شرط تصدیق است.بنابراین معرفت بدون تسلیم حاصل نمی شود. وقتی این هرسه وجود داشته باشد،انسان در شمار صالحان قرار می گیرد.پس کسی که اهل تسلیم به اهل بیت علیهم السلام نیست،اهل معرفت و ولایت ایشان هم نیست واز جمله صالحان محسوب نمی شود.
    البته تسلیم شدن به اوامر ونواهی ائمه ی اطهار علیهم السلام لازمه پایین ترین درجه از معرفت امام علیه السلام است ،از امام صادق علیه السلام فرمودند:
    پایین ترین حد معرفت امام علیه السلام این است که او همتای پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم _جز درنبوت_ و وارث آن حضرت می باشد،واینکه اطاعت از امام،اطاعت از خدا ورسول خداست،وتسلیم شدن به او در هر کار ، وارجاع دادن هر چیز به ایشان وسپس برگرفتن نظر امام در آن درمورد.
    <<2>>
    شخصی به درجه ارجاع وتسلیم نسبت به امام علیه السلام نرسد،اصلا مومن نخواهد بود.این تسلیم البته دارای درجات است.هرچه ایمان شخص کامل تر شود،در جه تسلیم او بالاتر می رود.پایین ترین حد آن ای است که انسان بنای بر اطاعت وتسلیم نسبت به ائمه ی اطهار علیهم السلام داشته باشد وبه طور کلی می توان گفت که اصولا ایمان بدون تسلیم محقق نمی شود.چنانکه فرموده اند:
    بنده مومن نخواد بود مگر آنکه معرفت خدا ورسول او و همه امامان وامام زمان خود را داشته باشد .
    <<3>>
    این یکی از اموری است که وجودش برای سلامت دین در زمان غیبت،ضرورت دارد.به همبن جهت امام سجاد علیه السلام بعد از شرط صحت معرفت فرمودند(ولم یجد فی نفسه حرجا مما قضینا وسلم لنا اهل البیت))
    <<4>>




    <<1>>:اصول کافی، کتاب الحجه،باب معرفت امام والردالیه،ح 6

    <<2>>:بحارالنوار،ج36،ص407،ح16

    <<3>>:اصول کافی،کتاب الحجه،باب معرفت الامام والردالیه،ح2

    <<4>>:کمال الدین،باب31،ح8
    ویرایش توسط mahdi11 : دوشنبه 08 تیر 94 در ساعت 02:12 قبل از ظهر


صفحه 1 از 2 12 آخرینآخرین

مجوز های ارسال و ویرایش

  • شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
  • شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
  • شما نمیتوانید فایل پیوست کنید.
  • شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید
  •